تاریخ

تاریخی

تاریخ

تاریخی

غیر از محرم، ماه رمضان و صفر هم با سخنرانیهای آیتا... ایمانی و آیتا... پیشوا، در مساجد کازرون، حال و هوایی دیگر مییافت.

التبه در ایام محرم، نوحهخوان کازرونی انقلاب، حاج علی اسدزاده، با شجاعت هر چه تمامتر اشعار انقلابی خود را    میخواند و ما در فضاسازی مجلس برای همراهی و حمایت از او تلاش میکردیم.

با شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، در کازورن هم مراسمی برگزار شد. در چهلم او نیز مراسم مهمی برگزار شد که قبلاً در این موارد سخن گفتهام.

حاج ناصر حیدری و محمدمهدی اسدزاده


انتشار: ویژه نامه انقلاب اسلامی دهه فجر هفته نامه شهرسبز شماره 307 مورخ 21 بهمن 93-



حالا دیگر پیرمرد هفتاد سالگیاش را رد کرده است. هفتاد سالی که به قول خودش حدود 60 سال آن را به مبارزه با مظاهر انحراف از خط مستقیم اسلام ناب محمدی (ص) گذرانده است. مبارزهای که از 13 سالگیاش -یعنی با سقوط دولت مصدق- شروع کرد . آری این پیرمرد که حالا دستانش به لرزه افتاده، اما قدومش نه، موهای سپیدش شاید نشانی باشد از پیری، اما همچنان مثل دوران نوجوانی و جوانی، سرحال و بانشاط از کسانی است که هنوز در خط اول مبارزه با انحرافات قرار دارد. او یک بازاری است که فعالیتهایش بیشتر رنگ و بوی فرهنگی دارد، اما فرهنگش دیانتش است و سیاست را جزئی از دیانت میداند. از روزگارانی برایمان گفت که در کازرون و ممسنی دوشادوش همسنگرانش به مبارزه با بهائیت و همزمان با رژیم طاغوت پرداخته است. او شاید از معدود بازاریانی است که در این مبارزه طولانی و طاقتفرسا، کمتر اشتباهی در موضعگیریهایش نسبت به مسائل سیاسی، فرهنگی و عقیدتی از خود نشان داده است و در طول این زمان بلند، همیشه یک خط داشته است؛ خطی که از همان عنفوان نوجوانی در مسجد حسینی پیدا کرد؛ خط اسلام راستین محمدی(ص) که روحانیت محوریت و رهبری آن را داشته است. با پیروزی انقلاب در تامین امنیت و تشکیل ارگانها و  تشکلهایی انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیتههای انقلاب اسلامی، انجمنهای اسلامی اعم از بازاریان یا دانشآموزی و ...، حزب جمهوری اسلامی و ... نقشی فعال داشته است. او پیش از انقلاب از بازاریان متولی بود که مالش را در راه انقلاب خرج میکرد و پس از انقلاب با ورود به سپاه پاسداران، در حالی که از سپاه حقوقی دریافت نمیکرد، از جیبش نیز برای انقلاب و پاسداری از انقلاب خرج مینمود. آن قدر خرج کرد که وقتی دوباره به بازار برگشت ضرر و زیانهای مادی زیادی کرده بود. دوباره به بازار برگشت؛ اما باز خطش تغییر نیافت. ایستاد. مردانه ایستاد. دوباره از اول آغاز کرد. و حالا دوباره از بازاریان خوشنام و خیراندیشی است که در امور فرهنگی کم نمیگذارد.

حاج ناصر حیدری را به حق میتوان یکی از موثرترین و راستینترین گنجینههای فرهنگی-مذهبی و انقلابی کازرون دانست. او خود را نیرویی مکتبی معرفی میکند که از سیزده سالگی فعالیتهایش را در مسجد محلشان آغاز کرد.

او حرکت مردم کازرون را در پانزده خرداد 42 و پس از آن این گونه روایت میکند: در جریان پانزده خرداد، کازرون نیز حرکتی داشت که خیلی زود توسط عناصر رژیم طاغوت جلویش گرفته شد و سرانجامی پیدا نکرد. پس از آن بود که حرکتهای انقلاب در جلسات سیرمطالعاتی مساجد شروع شد. بنده در مسجد سید ابراهیم جلسات هفتگی داشتم . آن زمان کسی نمیتوانست نام امام را به سادگی بر زبان جاری کند. در این جلسات بود که متنهایی را تهیه میکردم و به هر بهانهای نام امام را میآوردم. البته امثال شهید حجت الاسلام دانشجو یا مرحوم آیتا... پیشوا، پشتوانه حرکت ما بودند و میگفتند: ما تا آخر همراهتان هستیم و واقعاً هم بودند.

با راهاندازی انجمن امور دینی به این انجمن پیوستم . انجمنی که فعالیتهایش سیاسی-مذهبی بود. اصل مبارزه را با رژیم طاغوت قرار داده بود و در فرع به مبارزه با بهائیت یا جریانات مارکسیستی و التقاطی میپرداخت.

البته بهائیت در کازرون نمیتوانست فعالیتی داشته باشد . زیرا کسانی که برای تبلیغ این فرقه ضاله به کازرون میآمدند توسط نیروهای انجمن سریعاً شناسایی شده و زیر نظر قرار میگرفتند و دست و بالشان را میبستند . اما در ممسنی که انجمن آن جا نیز فعالیت داشت، بهائیت توانسته بود از سادگی و جهل عمومی مردم بهره برده و کارهایی بکند. انجمن در آن جا نیز به مقابله محکم دست زده بود. ما معمولاً آخر هفتهها به ممسنی میرفتیم و در آن جا عَلَم مبارزه را برپاداشته بودیم. البته از اهالی آن جا نیز کسانی عضو انجمن بودند که ما را همراهی میکردند.

در کازرون اما جریانات مارکسیستی فعالتر بودند . سه کتابفروشی در کازرون بود که هیچکدام صبغه دینی و فرهنگی نداشتند و یکی از این کتابفروشیها که متعلق به حسن حاتمی بود، پیشروروتر از دیگران به عرضه کتابهای مارکسیستی میپرداخت. همین امر باعث شد تا نیروهای انجمن کتابفروشی خرد را با مدیریت حاج مصطفی بخرد راهاندازی نمایند که کتابهای دینی و انقلابی اسلامی را عرضه میکرد. البته کتابفروشی حاتمی، پس از انقلاب توسط مردم، به آتش کشیده شد.

از جمله اعضای انجمن امور دینی که به خاطر دارم عبارتند از:  حاج محمد معنویان، محمدجواد پیروی، رجبعلی بینیاز، حسین سبحانی، حاج حسین مختاری و برادرانش، غلامرضا و علیرضا       باقرینژادیان فرد، حاج اصغر مکارم، حاج علی اسدزاده(از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کازرون) ، حاج مصطفی بخرد(از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کازرون)، حاج قربانعلی پیروان، حاج علی صحرابان، حاج اصغر دریاب و ...

افراد انقلابی دیگری هم در آن سالها از شهرستانهای دیگر به کازرون آمده بودند و با انجمن همکاری داشتند. همچون: مصطفی نیلیپور(اولین فرماندار پس از انقلاب کازرون)، سرمدی، مهندس اسلامی، حاج تقاء و دیگران. همچنین سه نفر از ارتشیان انقلابی نیز با همکاری نزدیکی داشتند بنامهای: سروان عسکری (که هم اکنون با درجه امیری از ارتش بازنشسته شده است)، سرهنگ کتیبه(رئیس سابق دانشکده افسری ارتش پس از انقلاب)، ستوان نظری.

البته در انجمن کسانی هم بودند که رابطهای با جریانهای انقلابی نداشتند . البته یکی از نشریات مطلبی را منتشر کرده بود که با آوردن نام برخی از اعضای انجمن امور دینی، به شکلی ناجوانمردانه این افراد انقلابی را عضو انجمن حجتیه دانسته بود. که باید بگویم شاید برخی از اعضای انجمن امور دینی با حجتیه ارتباط داشتند اما بدنه انجمن امور دینی کازرون و ممسنی با حجتیه مخالف بودند. و حتی زمانی که آقای حلبی به کازرون آمد با آن مخالفت کردند . به خصوص وقتی قضیه به شهید مدنی گفته شد، و شهید مدنی فرمودند که اهالی ممسنی که برای دیدار حلبی به کازرون رفتهاند باید نمازشان را کامل بخوانند زیرا سفر معصیت انجام دادهاند.

بچهها انجمن امور دینی قائل به مبارزه بودند.

جا دارد این جا فعالیتهای مرحوم باقرینژاد را بیان کنم. آقایان غلامرضا و علیرضا باقرینژاد، دو نفر از فعالان سیاسی -دینی بودند که همیشه در جریان مسائل کشور و فعالیتهای امام قرار داشتند و مخلصانه در این راه مجاهدت میکردند.

بعد از رحلت این دو نفر هم مردم کازورن سنگ تمام گذاشتند. به طوری که اکنون پس از 42 سال، هنوز در قلبها و در اذهان عمومی جای دارند. درود بر روان پاک این عزیزان.

ارتباط انقلابیون کازرون با سایر انقلابیون را مهندس طاهری و تشکیلات او به عهده داشتند. مهندس طاهری قبل از انقلاب در جنوب کشور فعالیت گسترده انقلابی داشت. به خصوص پس از اخراج او از اداره راه و شهرسازی، او با تاسیس شرکت اتقن، فعالیتهای انقلابی خط امام را در جنوب کشور سازماندهی نمود.

اوجگیری انقلاب را میتوان از سال 55 دانست. در این سال رژیم فضای باز سیاسی اعلام کرده بود . در این ایام، بارها آقایان دکتر علیاکبر پرورش(وزیر آموزش و پرورش دوران دفاع مقدس) و حجتالاسلام محسن قرائتی برای ایراد سخنرانی بارها و بارها با کازورن آمدند.

روز عاشورای همین سال بود که مردم کازرون در حرکت به سوی امامزاده سید محمد نوربخش، شعار میدادند: برخیز ای مسلمان

همت مردانه کن

کاخ این نامرد را ویرانه کن

در میان تمام این جمعیتها، دستهای با اسلام و انقلاب ضدیت داشتند. این دسته سریعاً توسط بچههای انقلابی دوره شدند و نتوانستند حرکتی را انجام دهند.

غیر از محرم، ماه رمضان و صفر هم با سخنرانیهای آیتا... ایمانی و آیتا... پیشوا، در مساجد کازرون، حال و هوایی دیگر مییافت.

التبه در ایام محرم، نوحهخوان کازرونی انقلاب، حاج علی اسدزاده، با شجاعت هر چه تمامتر اشعار انقلابی خود را    میخواند و ما در فضاسازی مجلس برای همراهی و حمایت از او تلاش میکردیم.

با شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، در کازورن هم مراسمی برگزار شد. در چهلم او نیز مراسم مهمی برگزار شد که قبلاً در این موارد سخن گفتهام.

اما در قضیه توهین به امام توسط روزنامه اطلاعات، مردم ایران قیام کردند که باعث کشتار مردم قم شد . در چهلم شهدای قم، شهدای تبریز به شهادت رسیدند. در اردیبهشت 57، مردم کازرون آماده شدند تا در مراسم چهلم شهدا تبریز شرکت کنند. حجتالاسلام محمدعلی انصاری(مسئول سازمان حفظ آثار حضرت امام خمینی)، آن روز در مسجد نو(شهدا)سخنرانی کرد. پس از سخنرانی ایشان، مردم کازرون راهپیمایی بزرگی را انجام دادند. انصاری پس از سخنرانی توسط انقلابیون به شیراز و از آن جا به قم رفت. اما مردم کازرون در این راهپیمایی که از مسجد نو شروع شده بود، به شرابفروشی عزرا حمله کردند. پس از آن در حالی که به سمت سینما میرفتند شهید محسنپور به شهادت رسید. با شهادت محسنپور کازرون وارد فاز جدیدی شد که تا 4 روز ادامه داشت.  این امر باعث شد تا آزمون(استاندار وقت فارس) به همراه آیتا... پیشوا به کازرون بیاید1. آیتا... پیشوا در بالای منبر به مردم گفت: چه میخواهید؟ و مردم جواب دادند: ما شاه نمیخواهیم. روز بعد مراسم شهید محمدی در مسجد حاج قنبر، مراسم شهید دستداده در مسجد سید ابراهیم و مراسم شهید محسنپور د رمسجد شهدا برگزار شد. روز بعد از آن مردم از مسجد آهنگران حرکت کردند و به سمت مسجد شیخ آمدند. از آن جا به سمت مسجد مدرسه رفته و حرکت خود را به سمت شهدا ادامه دادند. در میدان شهدا گاز اشکآور شد.

این حرکتها ادامه داشت. تا این که در اربعین حسینی، مردم کازرون، بزرگترین راهپیمایی خود را علیه رژیم انجام دادند.

در پایان بگذارید بگویم که BBC آن زمان میگفت: پس از انقلاب مردم سه دسته میشوند. یکی ملاها که محبوبیت دارند اما مدیریت ندارند. دوم لیبرالها که مدیریت دارند اما محبوبیت ندارند. سوم مارکسیستها که پس از انقلاب به صورت مسلحانه انقلاب را میگیرند.

این برای دلسرد کردن مردم بود تا بگوید دارید راه را برای مارکسیستها باز میکنید. اما دیدید که اشتباه میگفت. مردم باید این توطئههای دشمن را بشناسند.

حاج ناصر حیدری به عنوان کسی که 50 سال فعالیتهای فرهنگی داشته است، گنجینههای فرهنگی کازرون را اینگونه معرفی میکند: شهیدان غلامرضا و علیرضا باقرینژاد،، شهید دانشجو، آیتا... ایمانی، آیتا... پیشوا، حسین مختاری، علی اسدزاده، مصطفی بخرد

————————————

1-آیتا... پیشوا در جواب این سئوال که چرا با آزمون آمدهاید؟ گفتند: من با او نیامدم. بلکه آمدن من با او در یک روز اتفاقی بود.

 


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
KJDYTVG